240
-
تاریخ: 1395/10/1 ساعت: 19:16
من اشتباهی فک کردم برسم اینجا سرم خلوت تر میشه که بنویسم :)) الان یه وقتایی جنازه میرسم خونه فقط میتونم خودمو تا تخت بکشونم ! یه نکته اینه که هرچیزی که ما دوس داریم بهش برسیم دقیقا اون چیزی نیست که فک میکنیم ... اینو وقتی بهش میرسیم میفهمیم . تا قبلش تو توهم بت پنداری اون چیز یا اون شخصیم ! و خب من ...
230
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 20:58
دلتنگم و دیدار تو درمان من است ، البته یه درمان دیگشم اینه که بشینم ببینم با خودم چند چندم ، ببینم دارم چه غلطی میکنم این چند وقت با خودم و زندگیم :| و خب الان تحت درمانم :)) ما به این آزمون کانون نرسیدیم بعد هی الان ناراحتیم ، بیاین به من بگین اشکال نداره قربونت برم دفعه بعد جبران میکنی :* :( اصن ح...
231
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 20:58
منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن ... وای که این زاویه دید چه میکنه ! یه موضوعی چند وقت پیش اتفاق افتاد ، هر وقت بهش فک میکردم بغضم میگرف ... دیشب یهو مامان بحثش رو پیش کشید و با چه ذوقی تعریف میکرد و میخندید ... چند تا غریبه هم که اونجا بودن کلن حس خاصی نداشتن و از رو تعارف چندتا خنده خشک تحویل مام...
232
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 20:58
امان از این حرفای نگفته ... خاک بر سر ما بزدلا :| ینی ۹۰ درصد این حرفایی که من قورت دادم حق ترین و مهمترین چیزایی بودن که اگه گفته میشدن شرایط خیلی خیلی بهتر از این بود . نمیگم چون ناراحت کنندست ! یا واسه خودم یا واسه طرف مقابل . عین خلا با خودم حرف میزنم و جواب خودمم میدم :| ثبت نام کنکوره *ـ* فک ک...
233
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 20:58
وفا کنيم و ملامت کشيم و خوش باشيم که در طريقت ما کافريست رنجيدن چنان عجیب میگذره که به فکر کردن راجع به زندگیم نمیرسم . جا زدن هم مهلتی داره که رو به اتمام عه . این غافله ی عمر عجب میگذرد عجب عجب ... من قول دادم . و این بار جز خودم ، باید جواب یه نفر دیگه رو هم بدم ... و من اگر نبودم الان هستم ! پای...
234
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 20:58
سال نو شد و من دیر رسیدم به صحنه ! امسال سال مهم و سرنوشت سازیه .. از طرفی خیلی شیرین شروع شد و من خوشحالم به خاطر ادمای اطرافم الان که مینویسم طبق روال گذشته کرمانم ... وسط رخت خواب و بین سه تا آدم ... تاریکه ، از فردا عید دیدنی ها شروع میشن و منم تصمیمات خوب و سازنده ای دارم واس امسال براتون آرامش...
235
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 20:58
جز تو همراهی ندارم تا شب از من پس بگیره ... مثلن صب چشامو وا کنم ببینم یکی برام LCD آیفون خریده :( آخه چه مرگشونه این لعنتیا تا یکم خشن شی میشکنن ...یه نوکیا دارم مرگ نداره :| الان تنها راه ارتباطیم تلگرام مک بوکمه ... حس میکنم تو یه جزیره دور افتادم از دنیا عقبم .. شایدم قسمت بود واسه کنکور جدی تر ...
236
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 20:58
So ! there I am Another story , Another Lea ing Lucky me ! hah
237
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 20:57
Finally !! https://telegram.me/hanilix Lol
238
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 20:57
همه چیز از دور خوبه و این باعث میشه نتونی قدم برداری دیگه :( + پس فردا کنکور دارم :)) باور کردنش سخته + بعضی وقتا خیلی سخت میتونم تو کالبد بدنم بمونم ... اکثرا ینی + من شاید خیلی وقته فراموش شدم ... ... ... ...
239
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 20:57
بعد از ۲۲ سال عمر برای اولین بار دارم میرسم به چیزی که واقعا میخواستم ! چیزی که براش تلاش کردم !! خوشحالم :) + برسم تهران بیشتر مینویسم